الملا فتح الله الكاشاني

231

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( وَهُوَ الَّذِي ) * و او است آنكه * ( أَنْشَأَ ) * بيافريد و پيدا كرد * ( لَكُمُ السَّمْعَ ) * براى شما گوش را تا به آن بشنويد آيات وى را * ( وَالأَبْصارَ ) * و ديدها را تا ببينيد به آن معجزات را * ( وَالأَفْئِدَةَ ) * و دلها را تا تفكر كنيد به آن در آيات بينه و معجزات باهره و استدلال كنيد به آن از مسموعات و مبصرات بر وجود صانع حكيم و وحدت و قدرت وى و غير آن از منافع دينيه و دنيويه * ( قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ ) * اندكى كه شكر مىكنيد بر اين نعم و اين صفة مفعول مطلق است و ماء زائدة براى مبالغه در قلت شكر يعنى شكر ميكنيد بر اين نعم مذكوره شكر كردنى در غاية قلت چه عمده در شكر گذارى آنست كه استعمال كنيد اينحواس را در آنچه مؤدى بشناخت خالق آن باشد و شما اين نميكنيد و مع ذلك حقتعالى اين نعمت را از شما سلب نميكند و يا مراد بقلت شكر نفى شكر است و ماء مزيده مقحمه براى تاكيد نفى لا تشكرون و هذا ماخوذ من قولهم فلان قليل الادب لمن لا ادب له و لهذا فال المقاتل معناه انكم لا تشكرون رب هذه النعم فتوحدونه * ( وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ ) * و او است آنكه بيافريد شما را و منتشر ساخت * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين بكثرت تناسل * ( وَإِلَيْه تُحْشَرُونَ ) * و بسوى او جمع كرده خواهيد شد روز قيامت بعد از تفرق اجزا و تشتت اعضا براى جزا * ( وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي ) * و او است آنكه او زنده ميگرداند در ارحام امهات * ( وَيُمِيتُ ) * و ميميراند نزد انقضاى اجال * ( وَلَه اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ ) * و مر او راست يعنى بامر او است مخالفت شب و روز در ازدياد و انتقاض و يا آمد و شد شب و روز تعاقب آن تقديم جار و مجرور مقيد اختصاص است يعنى تعاقب ليل و نهار يا مخالفت آن مختص است به او چه هيچ كس ديگر بر آن قدرت ندارد * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * آيا تعقل نمىكنيد به نظر و تامل كه همهء مكونات از ما صادر شده و قدرت ما شامل جميع ممكناتست و از جملهء آن بعث و نشور است پس چرا انكار آن ميكنيد كفار مكه تعقل اين معنى نكردند * ( بَلْ قالُوا ) * بلكه گفتند بىتدبر و تفكر * ( مِثْلَ ما قالَ الأَوَّلُونَ ) * مانند آنچه گفته بودند پيشينيان از كفار از روى انكار در باب حشر و نشر * ( قالُوا أَ إِذا مِتْنا ) * گفتند آيا چون بميريم * ( وَكُنَّا تُراباً ) * و باشيم خاك * ( وَعِظاماً ) * و استخوان خالى از او تار و اعصاب و لحوم * ( أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ) * آيا ما برانگيخته شدگان شويم استفهام بر سبيل انكار است و تكرار آن براى تاكيد آن يعنى چون خاك كرديم هرگز بعث و حشر راه نيابد و اصلا تامل نكردند در اينكه قبل از اين خاك بودند پس مخلوق گشتند و زنده شدند و حشر نيز به همين طريق باشد بلكه اهون و اسهل از اين آن گه به جهت مزيت انكار گفتند كه * ( لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ ) * هر آينه وعده داده شده‌ايم ما